X
تبلیغات
اطلاعات

مجله معروف موتورترند Motor Trend لیستی از 10 خودرو منتخب و فینالیست شاسی بلند را برای سال 2010 منتشر کرد. تا در نهایت یکی از این خودروها جایزه برترین خودرو سال شاسی بلند جهان را از آن خود کنند.

این فهرست شامل این خودروهاست:

Acura ZDX
Audi Q5
Cadillac SRX
Chevrolet Equinox
GMC Terrain
Lexus RX
Lincoln MKT
Mercedes GLK
Subaru Outback
Toyota 4Runner
Volvo XC60

در این فهرست نامهای آشنای زیادی غایبند نظیر انواع لندکروزر، لندروور، بی ام و، هیوندای، و… در عین حال سلیقه آمریکایی داوران در انتخاب 4 خودرو آمریکایی نیز کاملاً هویداست.



برچسب‌ها: خودرو های شاسی بلند, بهترین خودرو های دنیا, رده بندی خودرو های دنیا, خودرو شاسی بلند, Toyota 4Runner, Volv
+ نوشته شده توسط م.کرمی در جمعه هفدهم شهریور 1391 و ساعت 22:20 |

ختراع اتومبیل :

 امروزه اتومبیل وسیله ای است که بدون آن زندگی کردن بسیار مشکل می باشد با ازدیاد جمعیت و بزرگتر شدن شهرها و در نتیجه طولانی تر شدن مسافتها بشر احتیاج به وسیله ای داشت که بتواند این مسافتها را راحتر و سریعتر طی کند در سالهای پیش از اختراع اتومبیل ، مهمترین وسیله نقلیه اسب و کالسکه بود و کلیه جنگها و حمل و نقل ها مبنی بر استفاده از اسب بود اما این اسب مشکلات زیادی نیز داشت و مهمترین اشکال آن این بود که است پس از مسافتی خسته می شد و قابلیت حمل تعداد مسافر زیاد را نداشت با اختراع ماشین بخار انسان به این فکر افتاد که از این نیرو برای به حرکت در آوردن وسیله ای چهار چرخه (البته اولین وسیله سه چرخ داشت ) استفاده کند ودر این راستا شخصی فرانسوی به اسم کونیو اولین اتومبیل دنیا را که سه چرخ داشت و با نیروی بخار آب حرکت می کرد ساخت البته سرعت این وسیله کونیو بسیار کم بود و از ساعتی چهار کیلومتر تجاوز نمی کرد و پس ا چند آزمایش دیگر کنار گذاشته شد و امروزه در موزه پاریس قرار دارد پس از کونیو مخترعین دیگری از جمله بوله و دملر ظهور کردند که هرکدام قدمی در تصحیح این وسیله برداشتند ولی اساس و بنیان اصلی موتور اتومبیل را کارل بنز آلمانی گذاشت کارل در سال1896 اولین اتومبیل چهار زمانه را ساخت که پدر بزرگ اتومبیل های امروزی می باشد پس از کارل بنز هنری فورد آمریکایی در تکمیل بنز قدمهای موثری برداشت ولی کشش اتومبیل هنوز با اشکالاتی روبرو بود که شخصی به نام رودلف دیزل موتوری را اختراع کرد که ته نام خود معروف شد و با این موتور مساله کشش و رانش اتومبیل تا حد زیادی مرتفع گردید سپس مخترعین دیگر از جمله کترنیگ اولین کسی بود که روشن کردن اتومبیل با باتری و دلکو را اختراع نمود. به هر صورت بطور مستقیم نمی توان گفت که کدام مخترع به طور کامل اتومبیل را ساخت بلکه هر کدام از مخترعین نامبرده و بسیاری دیگر که فرصت برای نام بردن اسامی آنها نیست در ساخت اتومبیل دخالت داشته اند . یکی از همین مخترعان معروف اوئی رنو می باشد که در همین زمینه دارای چندین اختراع مهم می باشد این اختراعات و ابداعات رفته رفته منجر به صنعت اتومبیل سازی گردی که امروزه بزرگترین صنعت در جهان شناخته شده است . کشور فرانسه با داشتن کارخانه های اتومبیل سازی پژو ، رنو ، سیتروئن و ... و آلمان با داشتن کارخانه های اتومبیل سازی فولکس واگن ، اپل و بنز  که یکی از بهترین و معروفترین اتومبیل های جهان می باشد در اروپا رتبه اول را دارد. انگلستان نیز با ساختن اتومبیل جگوار و ولزرویس که گرانترین اتومبیل سلطنتی می باشد به شهرت رسید . 

 

* اختراع هواپیما :

شاید هیچ انسانی نباشد که به فکر پرواز نیفتاده باشد این اندیشه از زمانهای قدیم فکر انسان را به خود مشغول داشته است پرواز پرندگان زیبا در آسمان آبی بزرگترین آرزوی بشر از بدو پیدایش تا کنون بوده است و در همین راستا با چنان مشکلات عظیمی روبرو می شد که عمل پرواز را محال و غیر ممکن می پنداشت در افسانه های شاهنامه آمده است که کیکاووس پادشاه ایران علاقه زیادی به پرواز داشت لذا برای عملی شدن این فکر خود تصمیم گرفت چهار عقاب بزرگ و گرسنه را به چهار طرف تخت خود ببندد و در ارتفاعی بالاتر از بسته شدن عقابها چند تکه گوشت گوسفند آویزان  کرد و خود بر روی تخت نشست . وقتی که عقابها را رها کردند آنها برای اینکه خود  را به گوشتها برسانند با قدرت شروع به پرواز کردند و در نتیجه تخت کیکاووس به پرواز در آمد البته این اندیشه عملی نمی باشد و فقط حاکی از آرزوی پرواز در آن زمان می باشد لیکن اولین کسی که به طور علمی به این مسئله نگریست کسی نبود جز لئوناردو داوینچی ایتالیایی که در اوایل قرن شانزدهم می زیست و اولین طرحهای هواپیمای امروزی و کایت را اجرا نمود البته داوینچی موفق به پرواز نشد ولی طرحهای وی سر آغاز اختراع هواپیما شد .پس از داوینچی مخترعان دیگری از جمله بسینه فرانسوی ونو فرانسوی ، هنس آلمانی و لیلیان تال انگلیسی دست به تکمیل این اختراع زدند و به موفقیتهای بزرگی نیز نایل گشتند . از آنجاییکه در اختراعات دیگر اگر اشکالی پیش می آمد به ندرت موجب کشته شدن مخترع می گردید اختراع هواپیما به کندی پیش می رفت و با یک اشتباه کوچک مخترع با تمام اطلاعات خود با زندگی وداع می کرد . به هر حال تا سال 1896 توسط شانو فرانسوی اولین هواپیمای بدون موتور ساخته شد که دارای محور ثقل و سکان متحرک بود لیکن این وسیله نیز محتاج باد و ارتفاع جهت پرواز بود و این انسان را راضی نمی کرد . اولین کسانی که تصمیم گرفتند موتور و پروانه بر روی این وسیله نصب کنند و خود کنترل آن را بدست بگیرند دو برادر آمریکایی به نام ویلبر رایت و اولیور رایت بودند. آنها پس از سالها آزمایش در سال 1903 موفق به ساخت هواپیمایی شدند که دارای موتوری کوچک بود پس از برادران رایت کوتیس آمریکایی با طراحی چند چرخ زیر هواپیما مشکل فرود را حل کرد و پس از وی مخترعین دیگری در گوشه و کنار دنیا نقصهای دیگر آن را برطرف کردند و. امروزه با ساختن هواپیماهای جت انسان می تواند با سرعتی بیش از 2000 کیلومتر بر ساعت در هوا حرکت کند حداقل سرعت هواپیما 180 کیلومتر بر ساعت می باشد و اگر کمتر از آین سرعت حرکت کند سقوط می کند به هر حال انسان به آرزوی دیرینه خود رسید البته این آرزوها نقطه پایانی ندارد و همانطور که پس از پرواز به آسمان مساله فضا و کرات دیگر پیش آمد.

 

اختراع هلیکوپتر:

فکر هلیکوپتر یا جعبه بالدار از قرن شانزدهم پیدا شد به گفته دیگر لئوناردو داوینچی نخستین انسانی بود که طرح وسیله ای برای پرواز را روی کاغذ پیاده کرد . ولی هلیکوپتر به صورت فعلی منتهی در شکل اولیه اس در سال 1907 متولد شد . ولفگانگ بوهمرر محقق مسائل پرواز نوشته است : افتخار اختراع اولین هلیکوپتر نصیب فرانسوی ها شد پل کورنو فرانسوی نخستین کسی بود که اولین هلیکوپتر را ساخت و اولین پرواز تاریخی را با آن انجام داد . این هلیکوپتر اولیه که دو ملخ داشت و به موتور آنتورنت با 24 اسب قوه مجهز بود فقط 30 سانتیمتر از زمین بلند شد بعد دوباره افتاد اما همین 30 سانتیمتر نیز کلی موفقیت بود . متاسفانه کورنو به علت آنکه از لحاظ مالی در مضیقه بود طرحش را پیگیری نکرد و برای تکمیل و بالا بردن قدرت اوج گیری هلیکوپترش  اقدامی به عمل نیاورد . سال 1907 را باید سال هلیکوپتر تلقی نمود چون که درست در همین سال ، فرانسوی دیگری موسوم به لویی برژه یک هلیکوپتر چهار چرخ و دو ملخه ساخت منتهی چون در اثنای آزمایش هلیکوپترش سقوط کرد از ادامه فعالیت منصرف شد . با این حساب کورنو و برژه را باید پدر هلیکوپتر های امروزی شناخت . گو اینکه در سالهای بعد نیز عده زیادی برای ساختن وسیله ای که بتواند با کمک بالهای دوار پرواز کند کوشش کردند ولی موفقیت دلخواه در سال 1932 بدست آمد این موفقیت را خوآن دولاچی یروا اسپانیایی کسب کرد .

 

* اختراع رادیو :

رادیو توسط فیزیکدان و مخترع ایتالیایی گوگلیلمو مارکنی ساخته شد وی در دانشگاه بولونیا کسب دانش کرد و بر اثر تحقیق در آثار هنریش، هرتز توانست امواج هرتز را در ایجاد رابطه از دور بکار برد وی دستگاهی ساخت که نخست علاماتی را بوسیله امواج از یکسو به سوی دیگر خانه خود فرستاد و سپس این آزمایش را بین خانه و باغ انجام داد و بعدها در فاصله های دورتر، اختراع مارکنی پایه دستگاه بی سیم و رادیو قرارگرفت.  

 

* اختراع تلگراف و تلفن :

در زمانهای قدیم که تلگراف و تلفن هنوز اختراع نشده بود بشر جهت ارتباط از وسایل گوناگونی استفاده می کرد مثلا سرخپوستان آمریکا از دود جهت فرستادن پیام استفاده می کردند و یا در بعضی از قبایل  بدوی آفریقا با صدای طبل و در قبایل حوزه رود آمازون با استفاده از صدای سوت یا تقلید صدای حیوانات با یکدیگر ارتباط برقرار می کردند در کشور ما ایران نیز بیشتر از کبوترهای نامه بر استفاده می شد که وسیله ارتباطی بسیار سریع و مطمئنی بود با ورود الکتریسیته به زندگی بشر دانشمندان زیادی سعی در استفاده از آن جهت ارتباط کردند با اینکه در سال 1832 شخصی به نام ساموئل مورس به فکر افتاد که حروف الفبا را به صورت کدهای خط و نقطه یا جریانهای بلند و کوتاه که نمایندگان همان حروف الفبا هستند بفرستد این روش رفته رفته تکمیل تر گردید تا اینکه علامات به طور خودکار چاپ می شدند پس از اختراع تلگراف شخصی به نام الکساندر گراهام بل با ساختن تلفن بزرگترین خدمت را به ارتباطات جوامع بشری نمود .


برچسب‌ها: اختراع اتومبیل, اختراع هواپیما, اختراع هلیکوپتر, اختراع رادیو, اختراع تلفن
+ نوشته شده توسط م.کرمی در چهارشنبه چهاردهم تیر 1391 و ساعت 22:20 |


جوان ایرانى برترین مخترع جهان شناخته شد

تبریز - خبرنگار «ایران»:

«رضا كهولى»، نابغه 17ساله هشترودى در رقابت با بزرگترین مخترعان جهان، عنوان برترین مخترع سال 2005 دنیا را به خود اختصاص داد.

این دانشجوى كارشناسى مكانیك دانشگاه تبریز كه اوایل سال جارى در مسابقات جهانى اختراعات ژنو سویس در جمع4 مخترع برگزیده دنیا قرار گرفته بود توانست به دلیل اختراع شیوه جدیدى در بارورسازى ابرها، مدال طلا و عنوان برترین مخترع جهان را از آن خود نماید.

رضا كهولى، هفته گذشته براى شركت در مراسم ویژه معرفى برگزیدگان مخترعان جهان راهى انگلستان شده بود كه با نظر كارشناسان بین المللى، به این عنوان نایل آمد. گفتنى است در حالى كه استادان و مخترعان برجسته از معتبرترین دانشگاههاى جهان رقیب رضا كهولى در كسب این عنوان بودند اما انتخاب یك جوان 17 ساله در جمع برترین استادان دانشگاههاى معتبر براى رسانه هاى بین المللى شگفت آور بود. از همین رو بیش از 300 خبرنگار از معتبرترین رسانه هاى بین المللى براى انجام مصاحبه با این نابغه ایرانى درخواست وقت كرده بودند. «كهولى» صحبت و مصاحبه با این تعداد از نمایندگان رسانه هاى مختلف جهان را فرصتى مغتنم براى معرفى توانایى هاى علمى ایران دانست.

گفتنى است، اختراع شیوه نوین در بارورسازى ابرها كه هم با محیط زیست طبیعى و انسانى سازگار بوده و هم هزینه هاى طرح هاى قبلى را به نصف رسانده است جالب ترین و موردتوجه ترین اختراع سال، نزد محافل علمى دنیا بوده است. از همین رو عده اى از محافل تحقیقاتى جهان در حاشیه مراسم اهداى جوایز در انگلستان پیشنهاد آغاز طرحى جدید را با این دانشمند جوان ایرانى مطرح كردند تا وى به دلیل تسلط به مكانیزم بارور شدن ابرها روشى را ابداع نماید تا مانع از بارش باران هاى سیل آسا گردد. به اعتقاد كارشناسان ابداع چنین شیوه اى، انقلاب عظیمى در جلوگیرى از بروز حوادث غیرمترقبه در سراسر جهان خواهد بود كه افتخار انجام آن به یك ایرانى پیشنهاد شده است.

گفتنى است «رضا كهولى» با ابداع شیوه جدیدى در بارورسازى ابرها، افق نوینى در حل مشكلات خشكسالى گشوده است. روش قبلى دانشمندان روسى به دلیل هزینه بر بودن، نیاز به مدت زمان طولانى، و از همه مهم تر داشتن ذرات مضر براى انسان و طبیعت، در جهان منسوخ شده است.



برچسب‌ها: برترین مخترع دنیا, جوان ترین مخترع دنیا, مخترعان ایرانی, جوان ایرانی, جوان ترین مخترع ایران, اختراعات ایرانیان, نابغه ها, نابغه ایران, برترین مخترع جهان, اختراع, اختراعات, مخترع ایرانی, اختراعات ژنو, رضا کهولی
+ نوشته شده توسط م.کرمی در جمعه نوزدهم خرداد 1391 و ساعت 20:32 |
این روز و روزگار، استفاده از موبایل آنقدر معمول شده که ما اصلا یاد زمانی نمی‌افتیم که گوشی موبایل نداشتیم و بنابراین اصلا به این فکر نمی‌افتیم که این گوشی‌ها از اول وجود نداشتند و بنابراین مخترعانی می‌بایست رویش کار کرده باشند!

برای اینکه تاریخچه نسبتا جامعی از تلاش‌های مخترعان برای دستیابی به موبایل به سبک و سیاق امروزی به دست دهم، مجبور هستم از سال ۱۹۰۸ شروع کنم، در این زمان شخصی به نام «ناتان استابلفیلد»، اختراعی را ثبت کرد که چیزی بیشتر از گوشی وایرلس با برد کوتاه نبود. در سال ۱۹۱۰، «لارس ماگنوس اریکسون»، تلفنی را در اتوموبیلش نصب کرد که البته کارکردی مثل یک تلفن موبایل نداشت، او هر بار که در جایی متوقف می‌شد، می‌توانست با یک جفت سیم بلند، تلفن اتوموبیلش را به شبکه محلی تلفن متصل کند و تماس تلفنی برقرار کند!

اما بعد از آن، دوره دوره تلفن‌های رادیویی شد. نخستین بار در سال ۱۹۲۶،  مسافران درجه اول ترن‌هایی که بین برلین و هامبورگ طی مسیر می‌کردند، می‌توانستند از فناوری تلفن‌های رادیویی استفاده کنند. در همین زمان خطوط هوایی مسافربری هم از همین فناوری برای مقاصد امنیتی بهره گرفتند.

در طی جنگ جهانی دوم فناوری تلفن‌های رادیویی در مقیاس گسترده در تانک‌های آلمانی مورد استفاده قرار گرفت. بعد از اتمام جنگ جهانی دوم، پلیس آلمان از همین فناوری ارتباطی تانک‌ها استفاده کرده و خودروهای گشتی‌اش را مجهز به تلفن رادیویی کرد.

در همه مواردی که گفته شده، استفاده از تلفن رادیویی آسان نبود و نیاز به دانش یک متخصص و خبره فن برای برقراری ارتباط بود. اما در سال‌های اولیه دهه پنجاه میلادی، کشتی‌هایی که در رود راین سفر می‌کردند، مجهز به نوعی از فناوری تلفن رادیویی شدند که کاربر معمولی را هم قادر می‌ساخت به آسانی تماس برقرار کند.

در سال‌های نخست دهه ۴۰، شرکت موتورلا، موفق شد، تلفن رادیویی با قابلیت برقراری ارتباط دو طرفه بسازد که می‌توانست در یک کوله‌پشتی قرار بگیرد، این شرکت سپس واکی- تاکی ساخت و بعد از آن هم موفق به ساخت تلفن رادیویی‌ای شد که گرچه اندازه‌ای به اندازه بازوی یک انسان داشت، اما می‌توانست در دست گرفته شود و حمل شود، این تلفن رادیویی کارکرد نظامی پیدا کرد و نام هندی تاکی Handie-Talkie را بر آن گذاشتند.

در سال ۱۹۴۶، دو مهندش روس به نام شاپیرو و زاهاروچنکو، موفق شدند که تلفن رادیویی بسازند که می‌توانست از فاصله بیست کلیومتری به شبکه محلی تلفن متصل شود.

سال ۱۹۴۷، سالی بود که مهندسان شرکت Bell برای نخستین بار فناوری ارتباطی شبکه سلولی را پیشنهاد کردند. در این فناوری هر شبکه رادیویی به تعدادی «سلول» تقسیم می‌شود. هر سلول یک شش ضلعی است که آنتنی در هر رأس قرار می‌گیرد. هر آنتن هم می‌تواند از سه جهت امواج را دریافت و پخش کند. البته این ایده تا سال‌های دهه ۶۰ عملا به مرحله عمل نرسید.

شاید در بعضی از فیلم‌های سیاه و سفید قدیمی این تلفن‌های رادیویی را دیده باشید. من هم یادم می‌آید که چند بار این سکانس‌ها را در فیلم‌ها دیده بودم و هر بار این سؤال برایم پیش می‌آمد که که این تلفن‌ها چه نسبتی با موبایل‌های امروزی داشتند! مثلا در فیلم «سابرینا» که در سال ۱۹۵۴ با بازی همفری بوگارت و ادری هپبورن ساخته شد، بوگارت در صحنه‌ای با تلفنی که در لیموزینش نصب شده، یک تلفن می‌زند.

در اینجا لازم است توجه شما را به این نکته جلب کنم که این تلفن‌ها که از امواج رادیویی برای برقراری تماس صوتی دو طرف استفاده می‌کردند و در تاکسی‌ها، خودروهای پلیس و آمبولانس‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفتند، از نظر تکنیکی با گوشی موبایل امروزی تفاوت‌های اساسی داشتند. یکی از مهم‌ترین این تفاوت این بود که به سبک سیستم ارتباطی امروزی، منطقه تحت پوشش به سلول‌های شش ضلعی تقسیم نمی‌شد. تلفن کاربر در هنگام تماس، تنها می توانست با یک دکل ارتباط برقرار کند و در صورتی که کاربر از یک جا به منطقه تحت پوشش دکل دیگر می‌رفت، تماسش متوقف می‌شد. تازه در اوایل کار، برقراری تماس با این تلفن‌ها خودکار نبود و تماس حتما باید به وسیله اپراتور برقرار می‌شد.

به زودی استفاده از این موبایل‌های اولیه گسترده‌تر شد و حتی ترتیبی داده شد که با یک فندک الکتریکی سیگار معمولی هم قادر به کار باشند، طوری که تلفن‌های رادیویی قابل حمل هم ساخته شد که نیازی به نصب در اتوموبیل نداشتند.

در سال ۱۹۵۷، یک مهندس جوان روس به نام لئونید کوپریانوویچ، یک تلفن رادیویی به مام LK-1‌ ساخت که در مقیاس آن زمان کوچک بود و فقط سه کیلوگرم وزن داشت! این تلفن مجهز به یک آنتن و شماره‌گیری بود که کاربر را از فاصله ۲۰ تا ۳۰ کیلومتری هم می توانست به ایستگاه مرکزی محلی متصل کند. اما سال بعد او توانست، وزن این تلفن رادیویی را به فقط پانصد گرم برساند.

در سال ۱۹۵۶، نخستین سیستم تمام خودکار تلفن موبایل موسوم به MTA توسط شرکت اریسکون به صورت تجاری در سوئد عرضه شد. اما تلفنی که آنها در اختیار کاربران قرار می‌دادند، بسیار سنگین بود و ۴۰ کیلوگرم وزن داشت، اما در سال ۱۹۶۵، وزن این تلفن‌های رادیویی با استفاده از ترانزیستور به ۹ کیلوگرم رسید. البته کاربران این فناوری تا سال ۱۹۸۳، یعنی زمانی که استفاده از آن متوقف شد، هرگز از ۶۰۰ نفر تجاوز نکرد. گرچه با این سیستم هر دارنده تلفن، می‌توانست به صورت خودکار با هر شماره‌ای که می‌خواست، تماس بگیرد، اما برای برقراری تماس با خود او، نیاز به یک اپراتور واسط بود، به علاوه هر کاربر باید حدس می‌زد که خودروی دوستش، در زمان برقراری تماس، در کجاست و تحت پوشش کدام دکل است!!

اولین کسی که در بریتانیا از فناوری تلفن‌های پرتابل استفاده کرد، شاهزاده فیلیپ بود، او می‌توانست با استفاده از این سامانه که در خودروی آستون مارتین‌اش نصب شده بود، هر زمان که می‌خواست با ملکه انگلیس تماس بگیرد. چنین امکانی، ‌در آن زمان یعنی سال‌های اواخر دهه ۶۰ میلادی، بسیار عجیب و غریب بود!

در سال ۱۹۶۰، شوروی سرویس تلفن موبایل‌اش را در مسکو راه انداخت و این سامانه را تا سال ۱۹۷۰ در ۳۰ شهر دیگر این کشور هم راه‌اندازی کرد.

تا سال ۱۹۶۷، حین برقرار کردن ارتبط به تلفن‌های رادیویی، کاربر مجبور بود در محدوده پوشش یه آنتن باقی بماند و مثلا اگر با خودروری خود از حوزه پوشش یک آنتن خارج می‌شد، تماس او هم قطع می‌شد. اما در سال ۱۹۷۰، با ابداع فناوری‌ ارتباطی به نام handoff توسط محققان آزمایشگاه Bell این مشکل هم حل شد.

——————-

همه فناوری‌هایی که تا اینجا شرح آنها رفت، از جهاتی ناقص بودند و هیچ یکی از این گوشی‌ها را نمی‌شود در زمره گوشی‌های موبایل قابل حمل امروزی که از فناوری ارتباطی سلولی استفاده می‌کنند محسوب کرد. در سال های اولیه دهه ۷۰ میلادی، رقابت سختی بین شرکت موتورولا و آزمایشگاه بل درگرفته بود و هر یک سعی می‌کردند، نخستین شرکتی باشند که گوشی‌ای با این خصوصیات می‌سازند.

در سال ۱۹۷۳، مارتین کوپر یکی از پژوهشگران برجسته شرکت موتورولا موفق شد گوشی‌ای به نام DynaTAC 8000X بسازد که این ویژگی‌ها را داشت. این گوشی دو کیلوگرم وزن داشت و قیمت آن، چهار هزار دلار بود!

نخستین تماس تلفنی موبایل، در سوم آوریل سال ۱۹۷۳ انجام شد. در این زمان، مارتین کوپر که از اختراعش سخت هیجان‌زده بود، از یکی از خیابان‌های نیویورک در نزدیکی هتل هیلتون به رقیبش به نام «جوئل انگل» که برای آزمایشگاه بل کار می‌کرد، زنگ زد!

حتما آن داستان مشهور نخستین تماس تلفنی که الکساندر گراهام بل با دستیارش واتسون برقرار کرد، به یاد دارید: «آقای واتسون! اینجا بیایید، من به کمک شما نیاز دارم.»

اما، محتوای نخستین تماس تلفنی موبایل اینچنین بود:

«جوئل! من مارتی کوپر هستم. من با تو با یک تلفن سلولی تماس می‌گیرم، یک تلفن سلولی واقعی. یک تلفن سلولی دستی قابل حمل!»

طبیعی بود که مخاطب این تماس وقتی این جملات را شنید، فقط می‌توانست سکوت اختیار کند، سکوتی که نشانه این بود که او با عصبانیت و ناراحتی باید قبول می‌کرد که افتخار ملقب شدن به پدر گوشی موبایل را از دست داده است!! می‌توانید این ویدئو را ببینید.


مارتین کوپر

نخستین بار، شبکه ارتباطی نسل اول در توکیو در سال ۱۹۷۹، برقرار شد. در سال ۱۹۸۱، شبکه نسل اول دیگری در دانمارک، فنلاند، نروژ و سوئد راه افتاد. انگلستان، مکزیک، کانادا و آمریکا هم کشورهای بعدی‌ای بوندند که خود را مجهز به این فناوری کردند.

منابع: ویکی‌پدیا و گیزمودو


برچسب‌ها: اختراع موبایل, موبایل, مخترع موبایل, اولین موبایل, تاریخ موبایل
+ نوشته شده توسط م.کرمی در پنجشنبه هجدهم خرداد 1391 و ساعت 22:48 |
توماس آلوا ادیسون
زادروز ۱۱ فوریه ۱۸۴۷
میلان، اوهایو ایالات متحده آمریکا پرچم ایالات متحده آمریکا
درگذشت ۱۸ اکتبر ۱۹۳۱
وست اورنج، نیوجرسی ایالات متحده آمریکا پرچم ایالات متحده آمریکا
مذهب خداانگاری
همسر ماری استیل‌ول
مینا ادیسون
فرزندان ماریون استل
توماس آلوا
ویلیام لزلی
مادلین
چارلز
و تئودور میلر ادیسون
والدین ساموئل اوژن ادیسون (۱۸۰۴-۱۸۹۶)
نانسی ماتئوس الیوت(۱۸۱۰-۱۸۷۱)

توماس آلوا ادیسون (۱۱ فوریه ۱۸۴۷ - ۱۸ اکتبر ۱۹۳۱) مخترع و بازرگانی آمریکایی بود. او وسایل متعددی را طراحی یا کامل کرد که مهم‌ترین و معروفترین آنها لامپ رشته‌ای است.

ادیسون در طول حیات علمی خویش توانست ۲۵۰۰ امتیاز اختراع را در ایالات متحدهٔ آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان به نام خود ثبت کند که رقمی حیرت‌انگیز و باورنکردنی به نظر می‌رسد. واقعیت این است که بیشتر اختراعات وی تکمیل شدهٔ کارهای دانشمندان پیشین بودند و ادیسون کارمندان و متخصصان پرشماری در کنار خود داشت که در پیشبرد تحقیقات و به سرانجام رسانیدن نوآوری‌هایش یاریش می‌کردند. دهنی ذغالی تلفن، ماشین چاپ، میکروفن، گرامافون، دیکتافون، کینتوسکوپ (نوعی دستگاه نمایش فیلم)، دینام موتور و لاستیک مصنوعی از جمله مواد و وسایلی هستند که بدست ادیسون و همکارانش ابداع یا بهینه شدند.

ادیسون از اولین مخترعانی بود که توانست با موفقیت، بسیاری از اختراعات خود را به تولید انبوه برساند.

محتویات

 [نهفتن

دوران کودکی و نوجوانی [ویرایش]

توماس ادیسون در شهر میلان ایالت اوهایو متولد شد و سال‌های کودکی را در پورت‌هِرون میشیگان بسر برد.«آل» بیش از یک سال نتوانست به مدرسه برود و دوران نوجوانی را با کارهایی چون فروختن ساندویچ و آب‌نبات در کنار ریل قطار و یا سبزی فروشی گذراند. او که برای فروش اجناس خود مرتباً با ترن میان پورت‌هرون و دیترویت در رفت و آمد بود، توانست از شرکت راه‌آهن نمایندگی توزیع یک روزنامهٔ دیترویتی را بدست آورد. با پس‌انداز پول حاصل از فروش روزنامه، آل توانست یک ماشین چاپ دست دوم خریداری کند. او دستگاهش را در یک واگن بارکشی نصب کرد و در سن پانزده سالگی اولین شمارهٔ روزنامهٔ خود را با نام «ویکلی هرالد» منتشر ساخت. این نشریه که تمام کارهایش را ادیسون خود انجام می‌داد، نخستین و تنها روزنامه‌ای بود که در یک قطار در حال حرکت حروفچینی و چاپ می‌شد.

در سال ۱۸۶۲ م. وی اتفاقاً با تلگراف که در آن زمان وسیلهٔ نوظهوری بود آشنا شد و با وجود کم‌شنوایی چندی بعد به کاری در رابطه با تلگراف مشغول شد.[نیازمند منبع]

سال‌های میانه [ویرایش]

نخستین پله‌های ترقی [ویرایش]

در سال ۱۸۶۹ م. ادیسون که ادارهٔ راه‌آهن را ترک کرده بود، به‌عنوان سرپرست فنی به استخدام یک مؤسسهٔ صرافی بزرگ در نیویورک در آمد. در این مقام او توانست نخستین اختراع موفقش را که نوعی تلگراف چاپی بود، به نام خود ثبت کند. تلگراف ادیسون برخلاف انواع رایج که علائم مورس را به صورت صداهای کوتاه و کشیده به گوش اپراتور می‌رسانیدند، آنها را به شکل خط و نقطه بر روی نوار کاغذی چاپ می‌کرد. او حق امتیاز اختراعش را در مقابل چهل هزار دلار به مدیر صرافخانه واگذار کرد و با پول آن در شهر نیوآرک ایالت نیوجرسی یک کارگاه تحقیقاتی برای خود برپا نمود. در محل جدید او علاوه بر تکمیل لوازم جانبی تلگراف، یک سامانهٔ پیشرفتهٔ نمایشگر اطلاعات بورس را طراحی کرد که سود هنگفتی از آن حاصل آمد.

منلو پارک [ویرایش]

ادیسون مدتها این فکر را در سرداشت که کارگاهش را به محل بازتر و بزرگ‌تری منتقل کند. با فراهم شدن سرمایهٔ کافی، سرانجام در سال ۱۸۷۶ م. در منطقهٔ «منلوپارک» نیوجرسی یک لابراتوار پژوهشی مجهز بنیاد نهاد و گروهی از افراد لایق و مستعد را به همکاری فراخواند.

تأسیس این آزمایشگاه نقطهٔ عطفی در رشته فعالیت‌های ادیسون و از بزرگ‌ترین ابتکارهای او به شمار می‌رود. آزمایشگاه منلو پارک نخستین مؤسسه‌ای بود که منحصراً با هدف تولید و تکمیل ابداعات علمی برپا شد و آن را باید نمونهٔ اولیهٔ آزمایشگاه‌های تحقیقاتی بزرگی دانست که از آن پس تمام صنایع مهم در کنار کارگاه‌های خود ایجاد کردند. در سایهٔ نظارت و سازماندهی توماس ادیسون و کار گروهی کارمندان وی صدها اختراع کوچک و بزرگ در این مؤسسه به ثمر رسیدند که البته همگی به نام ادیسون تمام شدند.

گرامافون [ویرایش]

ادیسون در کنار گرامافون اولیه

از قدیم الایام، داشتن وسیله‌ای که بتوان با آن صدا را ضبط کرد از آرزوهای بشر بوده‌است. قبل از آنکه توجه ادیسون به این مقوله جلب شود، لئون اسکوت مارتین‌ویل فرانسوی (۱۸۵۷ م.) و دیگران تحقیقاتی کرده و گام‌هایی در این راه برداشته بودند؛ اما دستگاه‌های آنها عملاً ً قابل استفاده نبود زیرا تنها با یک دور گوش دادن، صدای ضبط شده ارز بین می‌رفت.


در سال ۱۸۷۷ م. ادیسون موفق به ساخت وسیله‌ای شد که واقعاً کار می‌کرد؛ یعنی می‌توانست صدا را ضبط و دو تا سه بار پخش کند. «ضبط صوت» ادیسون که فونوگراف (آوانگار) نام گرفته بود، ساختمانی ساده داشت: استوانه‌ای فلزی بود با یک دستهٔ گرداننده که در یک انتهای آن سوزنی همراه با یک بوق تعبیه شده بود. وقتی کسی استوانه را می‌چرخاند و درون بوق صحبت می‌کرد، بر اثر ارتعاش سوزن، روی ورقهٔ نازک حلبی ِدور استوانه خراش‌هایی می‌افتاد. برای شنیدن صدای ضبط شده نیز کافی بود سوزن را به ابتدای مسیر برگردانده و دوباره استوانه را به‌چرخش در آورند. کیفیت صدا البته بسیار پایین بود و صفحه حلبی هم پس از چند بار استفاده خراب می‌شد. با اینحال همین وسیله ابتدایی در نظر مردم بسیار شگفت‌انگیز می‌نمود و بشدت مورد استقبال قرار گرفت. روزنامه‌ها ادیسون را «جادوگر منلوپارک» لقب دادند. حتی دولت رسماً وی را به واشینگتن دعوت کرد تا اختراعش را در برابر مقامات به نمایش بگذارد. ده سال بعد (۱۸۸۷ م.) ادیسون (یا به روایتی الکساندر گراهام بل)، استوانهٔ مومی را جایگزین ورق حلبی کرد و بالاخره امیل برلینر مخترع آمریکایی آلمانی‌تبار با تبدیل استوانهٔ مومی به صفحهٔ پلاستیکی، گرامافون را به شکل امروزی درآورد.

لامپ الکتریکی [ویرایش]

Light bulb.png

سابقهٔ سیستم روشنایی الکتریکی به اواسط قرن نوزدهم می‌رسد. در سال ۱۸۵۴ م. هاینریش گوبل نخستین لامپ برق را اختراع کرد که حدود چهارصد ساعت نور می‌داد اما آن را به نام خود به ثبت نرساند. پس از وی جیمز وودوارد، ویلیام سایر، متیو ایوانز (۱۸۷۵ م.) و جوزف سووان (۱۸۷۸ م.) مدل‌های دیگر چراغ‌های ا لکتریکی را ارائه کردند.

کمی پیش از آنکه ادیسون نیز وارد این عرصهٔ جدید شود، والیس صنعتگر آمریکایی نوعی چراغ برق را روانهٔ بازارکرده بود که نمونه‌ای از آن به دست ادیسون رسید (۱۸۷۸ م.). دستگاه والیس تشکیل می‌شد از چارچوبی با یک حباب و دو میلهٔ فلزی متحرک که به هر کدام تکه ذغالی متصل بود. عبور جریان برق از میله‌ها باعث می‌شد که دو قطعه ذغال بسوزند و میانشان قوس الکتریکی بسیار درخشانی به رنگ آبی پدیدار شود.

این چراغ الکتریکی ابتدایی بازده پایینی داشت زیرا مصرف برق آن زیاد و عمر ذغال‌هایش کم بود. با این وجود، ادیسون که به اهمیت اختراع والیس پی‌برده بود، تصمیم گرفت آن را اصلاح کند و به جای ذغال مادهٔ مناسب تری بیابد که با برق کمتر مدت درازی روشنایی بدهد و به مرور زمان نسوزد و از بین نرود.

پس از یک سال تلاش بی‌وقفه و آزمایش صدها مادهٔ گوناگون، سرانجام ادیسون و همکارانش توانستند با خالی کردن هوای داخل حباب و استفاده از نخ معمولی کربونیزه (ذغالی‌شده) لامپی بسازند که تا چهل ساعت نور بدهد. این موفقیت اولیه موجب شد تا آنها با پشتکار بیشتری به تحقیقات خود ادامه دهند و زمانیکه موفق شدند عمر متوسط چراغ برق را به پانصد ساعت برسانند، ادیسون تشخیص داد که زمان مناسب برای نمایش آن فرا رسیده‌است.

البته نمونه لامپ ادیسون قبل از ارائه توسط شخص دیگری تولید و در اداره ثبت بریتانیا به اسم دانشمندی به نام سوان ثبت شده بود و این ثابت می کند لامپ ادیسون چیز جدیدی نبود ولی با این حال نباید تلاش های ادیسون را در راستای ترویج این تکنولوژی نادیده گرفت [۱]

او از روزنامه‌نگاران و صاحبان سرمایه دعوت کرد تا در شب ۳۱ دسامبر ۱۸۷۹ م. برای دیدن اختراع جدیدش به منلوپارک بیایند. به دستور او آزمایشگاه و اطراف آن را با صدها لامپ برق آراستند بطوریکه محوطهٔ منلوپارک و جادهٔ منتهی به آن غرق در نور شده بود. ادیسون میهمانان خود را با چیزی روبرو کرده بود که برایشان سابقه نداشت. منظرهٔ لامپ‌های نورانی بازدیدکنندگان را به شدت تحت تأثیر قرار داد؛ بطوریکه وقتی ادیسون نقشهٔ خود را برای تأسیس یک کارخانهٔ بزرگ الکتریسیته در نیویورک مطرح کرد پیشنهادش با استقبال گرم سرمایه‌داران حاضر روبرو شد.

عصر الکتریسیته [ویرایش]

در ۲۷ ژانویه ۱۸۸۰ م. ادیسون تقاضانامهٔ دریافت امتیاز اختراع «لامپ روشنایی الکتریکی» را به ادارهٔ اختراعات آمریکا تسلیم کرد اما با درخواستش موافقت نشد. کارشناسان سازمان معتقد بودند که طراحی و ساخت لامپ ادیسون بر مبنای مطالعات ویلیام سایر انجام شده است؛ بنابراین تنها امتیاز اختراع رشتهٔ ذغالی شده پرمقاومت (مادهٔ تولیدکنندهٔ نور لامپ‌) به ادیسون تعلق گرفت.

در ۱۳ فوریه ۱۸۸۰ م. وی به کشف یک پدیدهٔ مهم فیزیکی نائل آمد که اکنون به اثر ادیسون معروف است.

دو سال پس از نمایش عمومی لامپ الکتریکی، (۱۸۸۲ م.) ساختمان کارخانهٔ مرکزی تولید برق موسوم به «ایستگاه پرل استر یت» به پایان رسید و در چهارم سپتامبر همان سال نخستین سیستم توزیع نیروی الکتریسیته در جهان با قدرت ۱۱۰ ولت و ۵۹ مشتری در پایین محلهٔ منهتن به دست ادیسون افتتاح گردید.

چندی بعد ادیسون کوشید تا حق امتیاز لامپ برق را در بریتانیا از آن خود کند و بر رقیبش جوزف سووان – که مستقل از ادیسون موفق به اختراع لامپ حرارتی ِرشته کربنی شده بود- پیروز شود اما پس از یک دعوای حقوقی بی‌حاصل، دو طرف با یکدیگر به توافق رسیدند و برای بهره‌مند شدن از منافع اختراعشان در بریتانیا شرکت «ادیسووان» را تأسیس کردند. این شرکت در سال ۱۸۹۲ م. جزئی از کمپانی بزرگ جنرال الکتریک (متعلق به ادیسون) گردید.

شیوهٔ ادیسون [ویرایش]

همانطور که گفته شد، بیشتر اختراعات ادیسون حاصل تکمیل ایده‌های دیگران و کار دسته‌جمعی گروه بزرگی از تکنسین‌ها و کارمندانی بود که تحت نظارت او به تحقیق و آزمایش می‌پرداختند. لویس لاتیمر دستیار آفریقایی-آمریکایی ادیسون که در پروژهٔ چراغ الکتریکی نقش مهمی داشت، از جملهٔ این افراد است. اگر امروز کمتر نامی از کسانی مانند او به میان می‌آید، به این دلیل است که ادیسون غالبا همکاران خود را در افتخار و اعتبار اختراعاتش سهیم نمی‌کرد. با این همه شکی نیست که بدون قدرت سازماندهی و خصوصاً همت بلند ادیسون دست یافتن به این همه موفقیت ممکن نبود. نیکلا تسلا فیزیکدان بزرگ و یکی از همکاران ادیسون دربارهٔ روش او برای حل مسائل می‌نویسد: «اگر ادیسون می‌خواست سوزنی را در انبار کاهی پیدا کند، با پشتکارفراوان دانه به دانه رشته‌های کاه را کنار می‌زد تا بالاخره سوزن نمایان شود. بارها با تأسف شاهد بودم که چگونه بخش اعظم وقت و انرژی او صرف یافتن یک فرمول جزئی یا انجام دادن محاسبه‌ای کوچک می‌شد. » ادیسون خود نیز در این‌باره گفته‌است: «نوآوری عبارت است از یک درصد الهام روح و نود و نه درصد عرق ریختن و تلاش کردن. »

تسلا دانشمندی شایسته و بهترین کارمند ادیسون بود. او ابتدا از طرف ادیسون مأمور شده بود تا راه‌های توسعهٔ سیستم‌های جریان مستقیم (DC) را بررسی کند اما چون پس از پایان کار ادیسون تعهدات مالی خود را زیر پا گذاشت تسلا تصمیم به ترک شرکت او گرفت. با پذیرش استعفای تسلا، ادیسون مرتکب اشتباه بزرگی شد چرا که چندی بعد تسلا با کشف جریان متناوب (AC) در برابر امپراتوری ادیسون و سیستم DC او قد علم کرد. او با حمایت جرج وستینگهاوس کارخانه‌دار معروف سامانه‌های چندفازی توزیع برق را برپایهٔ جریان AC تکامل بخشید که بسیار کارآمدتر از سیستم ادیسون بود. با وجود تبلیغات منفی جنرال الکتریک، جریان AC روز به روز رواج بیشتری یافت و سرانجام سلطه ادیسون را بر بازار صنایع الکتریکی درهم شکست.

سینما [ویرایش]

در سال ۱۸۸۹م. یکی از کارمندان شرکت ادیسون به اسم ویلیام کندی لوری دیکسون نوعی دستگاه نمایش فیلم اختراع کرد که پنج سال بعد(۱۸۹۴م.) با نام تجاری کینه‌توسکوپ (متحرک نما) در نیویورک به معرض نمایش گذاشته شد. کینه‌توسکوپ دستگاهی بود که هرکس از سوراخ آن به درون می‌نگریست و دسته‌ای را می‌چرخاند، تصاویر متحرکی را مشاهده می‌کرد. این وسیله ابتدا به‌عنوان مکمل گرامافون و برای رونق بخشیدن به بازار آن طراحی شده بود وهدف آن بود که با افزودن امکان تماشای عکس متحرک، بر جذابیت گرامافون نزد خریداران افزوده شود.

با وجود اهمیت این اختراع، ادیسون یا دیکسون را نمی‌توان پایه‌گذار سینما دانست؛ کینه‌توسکوپ آنها بیشتر به ماشین «شهر فرنگ» شبیه بود و دریک زمان بیش از یک نفر نمی‌توانست از آن استفاده کند. چنین دستگاهی در عصر جدید که تودهٔ مردم به هیجان و سرگرمی‌های دسته‌جمعی نیاز داشتند چندان به کار نمی‌آمد. ایدهٔ بزرگ کردن تصاویر و بکارگیری پردهٔ نمایش هرگز به ذهن ادیسون نرسید چون همانطور که گفتیم از اختراع کینه‌توسکوپ مقصود دیگری داشت ولی حدود یک سال بعد لویی لومیر صنعتگر ثروتمند فرانسوی با ساختن دوربین فیلم‌برداری و پروژکتور و افتتاح اولین سالن سینما در گراند کافه پاریس (۲۸ دسامبر ۱۸۹۵م.) نخستین گام‌ها را برای علاقمند کردن مردم به این پدیدهٔ نو برداشت. پس از گذشت چند سال، سالن‌های نمایش فیلم در اروپا و آمریکا آنقدر فراوان شده بود که ادیسون نیز چاره‌ای جز پیوستن به این جریان و کنار گذاشتن سینمای تک نفره‌اش ندید.

ادیسون در تبدیل سینما به رسانه‌ای همگانی و صنعتی سودآور نقش مؤثری ایفا کرده‌است. فیلم استاندارد ۳۵ میلیمتری با چهار روزنه در لبهٔ هر فریم که هنوز مورد استفاده قرار می‌گیرد از یادگارهای ادیسون است. وی همچنین مؤسس اولین استودیوی فیلمسازی دنیا (بلک ماریا در ایالت نیوجرسی) است. نخستین فیلم کپی رایت شدهٔ تاریخ سینما با عنوان «عطسهٔ فرد اُت» در این استودیو ساخته شد.

سال‌های پایانی [ویرایش]

در اول فوریه ۱۸۹۳م. ادیسون ساختمان «بلک ماریا» نخستین استودیوی تصاویر متحرک را در وست اورنج ِ نیوجرسی به پایان برد. او کوشید تا اختراع دوربین فیلم برداری را تماماً به خود نسبت دهد و حق استفادهٔ انحصاری از آن را به دست آورد اما در ۱۰ مارس ۱۹۰۲م. ادعای او در یک دادگاه استیناف ایالات متحده رد شد.

در ۱۸۹۴م. او در زمینهٔ ترکیب فیلم و صدا تحقیقاتی انجام داد که سرانجام به اختراع کینه‌توفون انجامید. این دستگاه که ترکیب ناجوری از کینه‌توسکوپ و گرامافون استوانه‌ای بود با استقبال مردم مواجه نشد.

در ۶ ژانویه ۱۹۳۱م. ادیسون درخواست‌نامهٔ ثبت آخرین اختراع خود «وسیله نگهدارندهٔ اشیاء هنگام آبکاری» را به ادارهٔ اختراعات فرستاد اما پیش از دریافت پاسخ اجل به او مهلت نداد و این مخترع بزرگ در اواخر همان سال در سن ۸۴ سالگی چشم از جهان فرو بست.


برچسب‌ها: ادیسون, اختراعات ادیسون, زندگی نامه ادیسون, زندگی ادیسون
+ نوشته شده توسط م.کرمی در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 22:44 |
با عرض سلام خدمت دوستان گلم این وبلاگ شروعی جهت تبلیغات و سرگرمی می باشد از شما دوستان عزیز تقاضا دارام با نظرات خود ما را یاری نمائید .
+ نوشته شده توسط م.کرمی در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 و ساعت 20:7 |